سـ3ـــ مثل سپـــــــنتا❤❤❤

س مثل سیـــب سرخ >>> سیــب سرخ مثل سپـــنتا

❋یک سلام با طعم سیب سرخ

بـــــه بـــــه بــــه ســــــــلام سلام خوش اومدین...

قدم رنجه فرمودین، صفا آوردین به وبـــــخاطره کوچیک ما

من و سپنتا امیدواریم لحظه های خوبی رو اینجا داشته باشین.

بفرمایین تو،دم در بده!!!

   1680845uttxqhbxj1.gif

   

 

 

 

 

 

 

راستی مامانم خیلی سیب سرخ دوست داره هر کی دوست داشت براش یه سیب سرخ  بذاره!!!

پسر احساساتی !!!

خیلی وقته مطلب ننوشتم برای پسر باحالم... دیروز براش فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه رو گذاشته بودم. بعضی لحظه ها می خندید. بعضی جاهاشو متعجب بود و گاهی هم می ترسید.    تا اینکه رسید به جایی که پلیس کلاه قرمزی رو به خاطر دزدیدن بچه دستگیر کرد و با خودش برد و اون موسیقی غم انگیز فیلمهای   کلاه قرمزی پخش شد، یهو دیدم که سپنتا بغض کرد و در حالی که نمی خواست اشکش دربیاد با یه بغضی ازم پرسید ؛ کلاه قرمزی رو بردن؟ دلم کباب شد بغلش کردم و آرومش کردم.  اولین بار بود که می دیدم تحت تاثیر احساسات یه فیلمی قرار می گیره. مثل آدم بزرگا.   خیلی دوستت دارم پسر با حال من...   ...
15 تير 1394

138⋆ خب!...تعریف کن!!!

دیشب بعد از اینکه شام خوردیم سپنتا رفت که باباش دستاشو بشوره...دستو صورتشو که شست اومد توی هال یه دوری زد و نگاهی کرد و گفت:خب!.....تعریف کن!!!! همین طوری مات ومبهوت مونده بودم...دوباره گفت: خب تعریف کن!!! ... هیچی ...من هم شروع کردم وقایع اتفاقیه رو از صبح تا همون ساعت براش تعریف کردم که...آره صبح بیدار شدیم ، صبخانه خوردیم ...رفتیم خونه فاطمه ...بستنی خوردیم...بازی کردیمو...رسیدم به شب ...گفتم که ...رفتیم بیرون ...شام گرفتیم(بروستد گرفته بودیم...فکر نمی کردم اسمشو بدونه به همین خاطر گفتم) مرغ خریدیم آوردیم خونه خوردیم. یه دفعه دیدم میگه:بروشتد خییدیم ...آودیم...خوردیم!!!!!!!!!!! دیگه نزدیک بود از تعجب شاخ دربیارم. الهی من فربون اون شیرین ز...
7 خرداد 1392

تــــ ـولـــــدت مبارکـــــــــــ

نازنین مریم دومین سالروز تولدت هم رسید عزیز دلم انشاالله که هر چقدر که از خدا عمر می گیری هر روزش سرشار از خوشی و موفقیت باشه...٢ ساله که در کنار ما داری زندگی می کنی و به ما زندگی میدی... از خدا می خوام که بتونم مادر خوبی برات باشم ...همیشه...   [URL=http://www.glitterjoy.com/comments/birthday/bear-birthday.gif.html][IMG]http://www.glitterjoy.com/comments/birthday/bear-birthday.gif[/IMG][/URL]
4 خرداد 1392

137⋆ حـــ ـرف زدن

سلام پسر نازنینیم.... خیلی وقته که فرصت نکردم بیام و لحظه های قشنگتو ثبت برسونم...این روزها تغییرات زیادی کردی...از همه شیرینتر حرف زدنته که دل همه رو برده... کلمه های که سپنتا زیاد می گه... اتوبوس....البته از ٣ ماه پیش یاد گرفته موقعی که تو جاده بودیم ماشینها رو براش معرفی می کردیم و دیدم که خودش هم تکرار می کنه کامیون-کمپسیدی...کمپرسی- میکان...پیکان-پیشیا...پرشیا-شنتیا...زانتیا-مگان-سمند-پیژو-وانت حسین آ قاقا...پژو ٢٠٦ ...چون حسین آقا(شوهرخاله سپنتا) پژو ٢٠٦ داره ...سپنتا ٢٠٦ رو با این اسم میشناسه!!!! فوکو...بیل مکانیکی!!! پشت خونه باباجون اینا داشتن خاک برداری می کردن ...یه بیل مکانیکی اونجا بود که البته اولش سپنتا خیلی ازش می...
30 ارديبهشت 1392

135⋆ لالالالالا

٢ شب پیش  از تلویزیون آهنگ "سرزمین شمالی " داشت پخش می شد... و من هم شروع کردم همزمان با آهنگ می گفتم"لا لا لالا لا لا "..... دیدم سپنتا هم شروع کرد به خوندن با زبون شیرینش...لا لا لا لا  ....  وااااای می خواستم بگیرم قورتش بدم....   با باباجی زدیم زیر خنده.... عاشقتـــــــــــــــــ م عسلم ...
9 دی 1391

134⋆ نَ نَ....

چند وقت پیش مشغول کار بودم که داره با یه صدای مظلومانه صدا می زنه: نَ نَ با یه آهنگ خاصی...رفتم دیدم وااای از طبقه شلف بالا رفته و توش نشسته!!!! و هی صدا می زد نَ نَ ....گیر کرده بود اون تو... منم زودی دوربینو برداشتم و ازش فیلم عکس گرفتم... بعد که فیلمشو به خودش نشون می دادم با دقت و تعجب نگاه می کرد.... و حالا هر وقت می گم نَ نَ می ره سراغ شلفش و می خواد ازش بره بالا... ...
21 آبان 1391

132⋆ ...زود دیــــــ ـر میشه

یا لحظه ها خیلی سریع دارن عبور می کنن ...یا اینکه تو خیلی زود داری رشد می کنی...به هر حال من به گرد پای هر دوتون نمی رسم....ای لحظه ها یه کمی صبر کنید تا من هم برسم بهتون!!!!! هر روز با شکوفایی لحظه به لحظه تو روبرو میشم و دلم می خواد همون موقع همه رو ثبت کنم...اینجا ... توی این وبخاطره موندنیت...اما همیشه زودی دیر میشه....تا حالا لغتهای زیادی رو یاد گرفتی... کارهای عجیب غریب می کنی و ما رو شگفت زده می کنی...یادمه تقریبا ٢ ماه پیش بود اوایل مهر ماه ...با فاطمه شمردیم و دیدیم که ١٨ کلمه رو بلدی بگی...و حالا بیشتر هم شده...فعالیتت هم که روز به روز بیشتر میشه..و می خوای از همه چی سر در بیاری...اما حیف که نمی تونم گزارش همه کارها...
21 آبان 1391